تبلیغات
 ¸.•*´•.♥ زن آقا ♥.•`*•.¸ - مرنج و مرنجان ...

مرنج و مرنجان ...

* تولدش بود ...

مادرش زنگ زده بود و همه را برای تولد عروسش دعوت کرده بود ... می خواست عروسش را غافلگیر کند ...

* تولدش بود ...

چشمش به تلفن خانه شان خشک شد ...

نه مادرش و نه خواهرانش هیچکدام تولد عروسشان را یادشان نبود ...


* مانتو خریده بود ...

هفته پیشم هم یکی دیگر خریده بود ...

مادرش تا مانتو جدید عروسش را دید، شروع کرد به تعریف کردن و مبارک باش گفتن ...

مانتو خریده بود ...

آن هم بعد از چند وقت ...

مادرش تا مانتو جدید عروسش را دید، یکی از ابروانش را بالا داد و گفت: شما مگه مانتو نداری ؟ به جای خریدن این چیزها پولهای پسرم رو جمع کن ...


* مهمانی بود ...

شام را که خوردند، همگی بلند شدند ، برای جمع کردن سفره و شستن ظرفها ...

اسکاچ را که برداشت، مادرش آمد، لبخندی به عروسش زد و اسکاچ را گرفت و گفت: دخترها هستند ...

* مهمانی بود ...

شام را که خوردند، همگی بلند شدند ، برای جمع کردن سفره و شستن ظرفها ...

دخترانش اسکاچ را که برداشتند، مادرش آمد، به شانه شان زد و گفت: عروسها هستند ...


* می خواستند به سفر بروند ...

همیشه سفرهایشان را دوتایی می رفتند ... مادرش می گفتند: جوانند بگذاریم دوتایی خوش بگذارنند ...

* می خواستند به سفر بروند ...

هیچوقت هیچ سفرشان بدون حضور مادرش نبود، می گفت پسر بزرگ کرده ام باید هرجا که رفت با او بروم ...


* بادی به غبغب انداخت و با شیطنت گفت: همه دخترها آرزوشون شوهری مثل من داشته باشند ...

مادرش اخمی کرد و گفت: با این حرفها عروس من رو اذیت نکن ها ... هیچ دختری هم به پای عروس من نمی رسه ...

* بادی به غبغب انداخت و با شیطنت گفت: همه دخترها آرزوشون شوهری مثل من داشته باشند ...

مادرش بلند شد و قربان صدقه پسرش رفت و رو کرد به عروسش و گفت: آره والا ... همه دخترها آرزوشونه شوهری مثل پسر من داشته باشند ...


* رفتار مادر دخترخانم با عروسشان هست ...

* رفتار مادرشوهر، همون دختر خانم داستان در موقعیتهای مشابه هست ...

+ این بزرگترین اشتباهه:

که رفتار مادرمان با عروسش رو با رفتار مادرشوهرمان با خودمون رو مقایسه کنیم ...

 اگه دوست داریم که یک زندگی آرومی داشته باشیم ... هیچوقت نباید رفتارهای این دو بزرگوار رو در مقابل عروسانشون با هم مقایسه کنیم ...


++ بیاییم مادرشوهرهامون رو همونطور که هستند قبول کنیم ...

باور کنیم یک زن 50 یا 60 ساله رو دیگه نمی شه عوضش کرد ، شخصیتش دیگه شکل گرفته شده است ...

پس برای آرامش خودمون هم که شده همونطوری که هستند بپذیریمشون ...


« من اصلح ما بینه و بین الله اصلح الله ما بینه و بین الناس.

 کسی که رابطه خودش رو با خدا اصلاح کنه، خدا رابطه اونو با مردم درست می کنه. (امیرالمومنین علیه السلام، نهج البلاغه)

 اصلا خاصیت با خدا بودن این است که خودِ خدای متعال متکفّل اصلاح نظر مردم هم خواهد بود ! (khamenei.ir)

وقتی کاری از دستت برنمیاد، وقتی خسته شدی، انقدر جوش نزن، حرص نخور، اعصاب خودت و همسرت رو خرد نکن. بسپار به خدا. موضوعاتی که دست تو نیست رو بسپار به خدا و خودت فقط هوای خودش رو داشته باش. اگه بهت ظلم شده، در حقت نامردی شده، اگه میترسی پشت سرت چه حرفایی بزنن، چه کارهایی بکنن، اگه خاطرات بد گذشته آزارت میده و نمیدونی چطور تمومش کنی... فقط ایمان بیار به این حدیث و همه چیز رو بسپار به خدا. رابطه ت رو باهاش درست کن. توی واجبات و محرماتت بیشتر دقت کن و خیالت جمع باشه خدا بهتر از هر کسی میتونه از حق بنده اش دفاع کنه. بهتر از هر کسی میتونه در غیاب بنده ش حواسش به آبروش باشه، مدافعش باشه... خدا بهتر از هر کسی میتونه کسانی که آزارت دادن یا بهت ظلم کردن رو تنبیه کنه. »(برگرفته از وبلاگ همسر بهشتی)

 

...........................................................................................................................................

پی نوشت:

لطفا این پــســت رو هم ببینید، در رابطه با (نکاتی مهم در مقابل خانواده همسر)

پی نوشت 2 :

صوت جلسه نهـم خانم چینی چیان 




طبقه بندی: همسرانه ، 

تاریخ : دوشنبه 15 شهریور 1395 | 04:29 ب.ظ | نویسنده : بانوی خانه | نظرات


  • paper | خرید بک لینک قوی | از قدیم تا کنون
  • فروش رپورتاژ آگهی ارزان | فروش لینک ارزان