تبلیغات
 ¸.•*´•.♥ زن آقا ♥.•`*•.¸ - مادر شوهر ...

مادر شوهر ...

دلم گرفته بود، کلافه بودم ...

هر کاری کردم آرام نمی شدم ، نه نمی شدم ... هرچقدر جزواتم را در ارتباط با خانواده همسر می خواندم، آرام نمی شدم ... هرچقدر به خودم تلقین می کردم که بی خیال، مهم نیست ، آرام نمی شدم ... نه ، نمی شدم که نمی شدم  ...

باید به کسی می گفتم، باید خودم را خالی می کردم ... چقدر در خودم می ریختم ؟

یاد دوستم افتادم، یار غارم در درد و دلهای عروسانه هایمان ...

 تلگرام را باز کردم تا ببینم آنلاین هست یا نه ...

تا تلگرام باز شد، چشمم به پست کانال حاج آقا فاطمی نیا افتاد که در آخرین بازدیدم، تلگرام را رویش بسته بودم ...نوشته بود ...

ما باید مثل خدا ، عیب‌پوش بنده‌های او باشیم

پروردگار توقّع دارد که ما این کارها را از او یاد بگیریم .

« تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ اللَّهِ »

به اخلاق خدایی متخلّق بشوید.

خداوند یک عمر عیوب ما را پوشانده است.

الآن اگر من یک عیب از کسی بدانم طاقت ندارم این عیب را درون خود نگه دارم و میخواهم به همه بگویم!

به دیگری می‌گوید: می‌خواهم یک چیزی در مورد فلان کس به تو بگویمنه، غیبت می‌شود !

نفر روبرو هم بدتر حریص می‌شود و اصرار می کند که تو را به خدا بگو، این‌جا که کسی نیست. باید بگویی!

این‌طور در خانواده‌ها غیبت می‌شود، اسرار مردم همین‌طور فاش می‌شود.

از اوّل اصلاً شروع نکن، دیگران را حریص نکن تا بخواهند عیوب دیگران را بدانند، 

اصلاً عیب دیگری را درخود دفن کن.

« تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ اللَّهِ»

 

با خودم گفتم:

خدا عیبهای تو رو می پوشونه ... بعد تو بی معرفت ، عیب های مادرشوهرت رو نمی خواهی  بپوشونی؟




طبقه بندی: نگاهت رو عوض کن ، 

تاریخ : سه شنبه 23 شهریور 1395 | 06:22 ب.ظ | نویسنده : بانوی خانه | نظرات
نمایش نظرات 1 تا 30