تبلیغات
 ¸.•*´•.♥ زن آقا ♥.•`*•.¸ - من بی معرفت ...

من بی معرفت ...

برنامه دعای عرفه از ساعت 3:30 شروع می شد ..

دوست ندارم که دعای عرفه را زیر سقف بخوانم... قلبم می گیرد، دوست دارم در فرازهای انتَ الذی هایش سرم را رو به آسمان بگیرم و خــدا را ببینم ...

هوا خیلی گرم بود ...

گرم که نه داغ بود ...

داشتم خفه می شدم، داشتم از حال میرفتم ... خواهرم برایم آب آورد ... آبی خنک ... خیلی خنک ...

داشتم فکر می کردم که چه کاری کردم که در این هوای گرم، آمده ام در فضای بازها

که ناگهان مداح که روضه می خواند گفت:

آخه من بی معرفت که تحمل یه آفتاب رو ندارم، تحمل گرما رو ندارم ...

 پس چرا گناه می کنم ؟

مگه تحمل غضب خدا رو دارم ؟


الهی 

وَ لا تَکِلنی اِلی نَفسی طَرفَه عَین اَبَدا





طبقه بندی: نگاهت رو عوض کن ، 

تاریخ : سه شنبه 23 شهریور 1395 | 07:14 ب.ظ | نویسنده : بانوی خانه | نظرات


  • paper | خرید بک لینک قوی | از قدیم تا کنون
  • فروش رپورتاژ آگهی ارزان | فروش لینک ارزان