تبلیغات
 ¸.•*´•.♥ زن آقا ♥.•`*•.¸ - لا یمکن الفرار از عشقـــــ

لا یمکن الفرار از عشقـــــ

دو تا از پروانه ها را که به هم چسباندم صدای اذان بلند شد ....

کش و قوسی به خودم دادم و به کوهی از پروانه های جلوی رویم نگاه کردم ...

ـ یک ، دو ، سه ، ..... چهارده ، پونزده ، شونزده ، ...... بیست و چهار، بیست و پنج ، بیست و شش ....

صدای اذان هنوز بلند بود، با خودم فکر کردم بزار این چهارتا رو هم درست کنم که رُند بشه بعد میرم برای نماز ...

کار همیشگی ام بود، همیشه موقع اذان حسی در وجودم ووول می خورد که حالا این چهار تا رو هم درست کن، حالا این چهار تا صفحه رو هم بخون، حالا این چند تا ظرف رو هم بشور ... و اینقدر این حالا این چندتاها ادامه پیدا می کرد که وقتی به خودم می آمدم می دیدم ساعتها گذشته و من همچنان نشسته ام و مشغولم ....

باز همان حس قلقلکم داد که بشین این چندتا رو هم درست کن بعد برو ... 

دست بردم تا پروانه ای بردارم که نگاهم به دیواره کتابخانه افتاد ...

آقا سید نوشته بود :

قال الصادق (ع) :

« إمْتَحِنُوا شِیَعتَنا عِنْدَ مَواقیتِ الصَّلاةِ كَیَفَ مُحَافَظَتهُمْ »

سفینه البحار،ج2، ص44

دلم لرزید ...

شیعه ما ...

امتحان ...

وقت نماز ...

پروانه ها را رها کردم، بلند شدم ...

نباید در این امتحان مردود می شدم ...

..................................................................................................................

پی نوشت 1 :

امام صادق (ع) می فرمایند: «شیعیان ما را در اوقات نماز آزمایش كنید كه چگونه بر خواندن نماز خود در موعد مقرّر محافظت می كنند.»

پی نوشت 2:

اینم عیدی های ما برای روز عید غدیر که برای مهمونهامون آماده کردم ... (ایــنـجـا

تقدیم به شما

اینم عیدی های خودم که روز عید غدیر گرفتم ... (ایـنـجـا )

شرمنده بابت تاخیر 




طبقه بندی: نگاهت رو عوض کن ، 

تاریخ : دوشنبه 5 مهر 1395 | 05:32 ب.ظ | نویسنده : بانوی خانه | نظرات