تبلیغات
 ¸.•*´•.♥ زن آقا ♥.•`*•.¸ - لایمکن الفرار من حکومتک ...

لایمکن الفرار من حکومتک ...

می گویند پسری در خانه خیلی شلوغ کاری کرده بود.

همه‌ اوضاع رابهم ریخته بود... وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد ...

پدرکه خستگی داشت ، شلاق را برداشت

 پسر دید امروز اوضاع خیلی بی‌ریخت است ، همه‌ی درها هم بسته است ، وقتی پدر شلاق را بالا برد ، پسر دید کجا فرار کند ؟ راه فراری ندارد!

خودش را...

خودش را به سینه‌ی پدر چسباند... شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد ...

شما هم هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است به سوی خدا فرار کنید.


"وَ  فِرُّوا  إلی الله مِن الله "


مرحوم حاج اسماعیل دولابی

......................................................................................................................................................................................

پی نوشت:

بعد از اتفاقات این چند وقته اخیر احساس می کنم رشته امور از دستم در رفته و نمی تونم خودم رو ، روی چیزی یا کاری متمرکز کنم ....برای همین امروز دوباره عزمم رو جزم کردم تا رشته ی کنترل زندگیم رو دوباره به دست بگیرم  .. برای همین شروع کردم به نوشتن برنامه هفتگیم .... عکسش رو  ایــنــجــا  میزارم تا انگیزه ای بشه برای اینکه خودم رو ملزم کنم به انجام دادنش ...



تاریخ : شنبه 24 بهمن 1394 | 08:18 ق.ظ | نویسنده : بانوی خانه | نظرات


  • paper | خرید بک لینک قوی | از قدیم تا کنون
  • فروش رپورتاژ آگهی ارزان | فروش لینک ارزان