تبلیغات
 ¸.•*´•.♥ زن آقا ♥.•`*•.¸ - مطالب ابتذال فرهنگی

تبلیغ ناصحیح ...

وقتی این نوع عکسها را به عنوان تبلیغ حجاب و عفاف می بینم یاد یک جریانی میوفتم که آقای شفیعی کدکنی از آقای ابتهاج نقل می کند ...

می گوید: ﺩﺭ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﮐﻔﻦ ﻭ ﺩﻓﻦ ﺷﺨﺼﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩﻡ، ﺩﯾﺪﻡ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ او را در ﻗﺒﺮ بگذارند، ﭼﯿﺰﯼ ﺣﺪﻭﺩ ﯾﮏ ﻭﺟﺐ ﺳﺮﮔﯿﻦ ﻭ ﻓﻀﻮﻻﺕ ﺗﺮ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ، در ﮐﻒ ﻗﺒﺮ ریختند. ﺍﺯ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﮐﻪ داشت ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﺭا ﺍﻧﺠﺎﻡ می داد ، ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩﻡ: ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺭﺳﻤﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺍﺭﯾﺪ؟ ﮔﻔﺖ: در ﺭﺳﺎﻟﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺩ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ مستحب است ﻭ ﻣﺎ ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ﺑﺮﺍی ﻣﺮﺩﻩ ﻫﺎیماﻥ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﺭا ﺍﻧﺠﺎﻡ می دهیم. ابتهاج می گفت ﮐﻪ ﭼﻮﻥ ﺑﺮﺍیم ﺗﻌﺠﺐ ﺁﻭﺭ ﺑﻮﺩ، ﺳﺮﯾﻊ ﮔﺸﺘﻢ یک ﺭﺳﺎﻟﻪ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺭﻓﺘﻢ ﺳﺮﺍﻍ ﻃﺮﻑ، به او ﮔﻔﺘﻢ: ﮐﺠﺎیش ﻧﻮﺷﺘﻪ؟ ﻃﺮﻑ ﻫﻢ ﺑﺨﺶ ﺁﯾﯿﻦ ﮐﻔﻦ ﻭ ﺩﻓﻦ ﻣﯿﺖ را ﺁﻭﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﻔﺮﻣﺎ. ﺩﯾﺪﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ « ﮐﻒ ﻗﺒﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ، ﻣﺴﺘﺤﺐ ﺍﺳﺖ ﯾﮏ ﻭﺟﺐ ﭘﻬﻦ ﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ.» 

این حجاب به خودی خود ممکن است مشکل شرعی نداشته باشد !!! اما یک نوع جلب توجه و خودنمایی نامطلوب دارد که با تبلیغ حجاب سازگار نیست ... و این نفهمیدن مغز معنای حجاب است، یعنی همان فرق پِهِن_تر و پهن_تر است ...

خوب دقت کنید !!! در محدوده حلال دین نباید سختگیر بود و همه را با یک خط کش راند ... و اگر این کارها برای تبلیغ دین نبود ، بلکه دوست داشتند عکس بگذارند، حرفی نبود ... من هم می گفتم سخت نگیریم ، سلایق مختلف است ، می خواهد چنین بپوشد ، در بسیاری از موارد هم حلال است ...

اما اگر با کپشن و تبلیغ حجاب و دین این عکس ها را نمایش می دهند، باید سختگیری بیشتری کرد ...

بر خود من به عنوان یک مبلغ دین باید خیلی سختگیری شود، تا انحراف از معنای دین اتفاق نیوفتد ...


(نوشته شده توسط سید مهدی صدرالساداتی)





طبقه بندی: ابتذال فرهنگی ، 

تاریخ : یکشنبه 17 بهمن 1395 | 07:39 ب.ظ | نویسنده : بانوی خانه | نظرات

ما که بخیل نیستیم ولی ....

در سالهای خیلی قبل، آن روزهایی که تازه وبلاگ نویسی شروع شده بوده، خانمی بود که از خودش و زندگی طلبگی می نوشت. البته نه خیلی سوسولانه مثل فانتزی های که امروز بعضی ها می نویسند؛

_ ای که چشمانم به عمامه ات گره خورده !

_ ای عبای تو کساء من!

_ صدای قلبم را با تق تق نعلین تو تنظیم می کنم!

و از این حرفها ...

وبلاگ این خانم نسبتا طرفدار هم داشت. تا اینکه یک روز برای من نظری گذاشت و حرفهایی زد که بعد فهمیدم با همسرشون اختلاف شدیدی دارند و منم با واسطه گری هر کاری کردم همسرش به ادامه زندگی راضی نشد و بعد از هم جدا شدند .

جالب اینجا بود که این خانم در بدترین شرایط زندگی با همسرش بهترین جملات را برای توصیفش به کار می برد تا حدی که فکر می کردی خوشبخت ترین زوج روی زمین اند و بعدها هم وبلاگش را حذف کرد.

خلاصه اینکه فانتزی دیدن زندگی طلبگی - که در سبکهای رایج زندگی امروز از سخترین ها است- باعث شده تعدادی از دختر خانم ها ازدواج با طلبه را رویایی ببینند، غافل از اینکه این زندگی شرایط خاص خودش را دارد و همیشه هم گل و بلبلی نیست. اختلاف های رایج زندگی عادی مردم در زندگی طلبه ها هم هست. در طلبه ها هم آمار طلاق اگر چه نسبت به سایر اقشار کم است ولی وجود دارد.

به هر حال خواهشم از همه همسران طلبه ها این است؛ حالا که عکس دست قلب خودتون و حاج آقا رو به اشتراک می گذارید و از زندگی طلبگی می نویسید حداقل طوری باشد که اولا برای افرادی حسرت ایجاد نشود و ثانیا به واقعیت نزدیک باشد. این را یک طلبه ای می نویسد که بیشترین ارتباط ممکن را با زندگی طلبه ها دارد.

البته این حرفها هم فقط مختص به طلبه ها نیست. خیلی ها این کار را می کنند. من از باب یه سوزن به خودم یه جوالدوز به دیگری نوشتم

بدی فضای مجازی این است که گناهان در قالب متفاوت از دنیای حقیقی جلوه می کنند. مثل پخش نکردن تصویر شخصی 4×3 یک خانم در فضای حقیقی و پخش کردن تصویر40×30 همان فرد در فضای مجازی!

یکی از دلایل انجام این کار شاید مسئله فخر فروشی باشد. گناهی که در قرآن و در روایات بسیار مذمت شده است و در دنیای مجازی به شکلی متفاوت جلوه گر است ...

 "إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالاً فَخُوراً" نساء/36

معنی فخر فروشی یعنی به خود بالیدن ، به خود و آنچه متعلق به او است.

جالب این جاست که در روایات، عمده ترین موضوع فخرفروشی داشتن همسر و فرزند و مقام است !

خیلی در این فضا نمی شود به شکل تفصیلی به مطلب بپردازم اما در همین حد بگویم که ملاک تشخیص فخرفروشی در دنیای واقعی و از نگاه روانشناختی 3 چیز است؛

اول اینکه کاملا به شنونده و مخاطب القاء شود که من یک چیزی در دنیا دارم که تو نداری!

دوم اینکه آن چیزی که من دارم خاص و از همه بهتر است!

سوم اینکه خواسته یا ناخواسته سخنم موجب حسرت در دل فردی شود! که اینجا کار خطرناک خواهد شد.

این سه مورد در روایات به شکل مفهومی بیان شده و اساسا فلسفه مذمت فخرفروشی این سه چیز است که در شکل گیری اخلاق انسان، فرد را به جایی می رساند که ایمانش ضعیف شده چرا که فکر می کند آن چیزی را که دارد هیچ‌وقت از بین نخواهد رفت. این کار آن قدر خطرناک است که امیرالمومنین (ع) هشدار داده اند «فخرفروشی باعث هلاک شدن انسان خواهد شد»

البته فکر کنم نیاز به توضیح ندارد که چرا فخرفروشی باعث هلاک شدن می شود؟ کمی فکر کنید جواب قشنگی پیدا می کنید که دقیقا قرآن به آن در چندین آیه و سوره اشاره کرده !

بعضی ها استدلال می کنند که این کار ما باعث ترویج سبک زندگی اسلامی است و نه فخر فروشی! البته که خدا از دل ها بیشتر آگاه است ...

« بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ. وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِیرَهُ » قیامه/14.15

"بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است، هر چند در ظاهر براى خود عذرهایى بتراشد"

ولی یک نگاهی به سیره ائمه اطهار علیهم السلام و بزرگان بکنید ببینید آیا آنها اینگونه سبک زندگی را ترویج می کردند؟ با پخش کردن عکس و زندگی و مشخصات شخصی خودشون و شوهرشون؟ اونم دست در دست؟ قلب در قلب؟

(نوشته شده توسط سید عباس سید نژاد)

.........................................................................................................................

خیلی وقت بود که می خواستم چنین مطلبی بنویسم ولی متاسفانه نه فرصتش بود و نه می دانستم دقیقا از کجا شروع کنم، تا اینکه پست این طلبه بزرگوار رو در نقد این رفتارها دیدم که هرآنچه را که من می خواستم بگویم را به بهترین شیوه مختصر و مفید گفته بودند ...

حقیقت اینکه برای خود من هم خیلی نظرات اینچنینی می آید که ببین فلانی که مذهبی است یا فلانی که طلبه است چه عکسی گذاشته، چه مطلبی نوشته، خوش بحالشون ... یا ببین چقدر شوهر اون وبلاگ نویس خوبه، ببین چه چیزهایی ازش نوشته، چرا شوهر من اینطوری نیست، با اینکه من هم همان کارهای اون خانم رو می کنم ... 

متاسفانه تازگی ها هم تصویر عاشقانه های یکی از طلاب در کنار همسرش را با نوشته های عاشقانه ای که در زیر عکسهایشان می نویسند دیده ام، درست که خانم هنگام عکس انداختن نقاب چادر لبنانی اش را بالا می آورد تا چهره اش مشخص نباشد ولی یه سوالی بدجور در ذهنم وول می خوره که آقای طلبه، اگر مردی در خیابان از شما بخواهد که عکس همسرتون را به او بدهید آیا حاضرید همین عکسهای خانمتان را به او بدهید تا برای خودش داشته باشه ؟ یا برعکسش ، شما خانم محجبه ای که عکسهایی که با پوشیه چشمهایتان را قاب گرفته اید، رو بعضا میزارید، اگه تو خیابون یه مردی جلوتون رو بگیره و ازتون عکستون رو بخواد، حاضرید این عکسهایی که در فضای مجازی منتشر می کنید رو بهش بدید که مال خودش باشه ؟

به قول یک بنده خدایی این کارها ترویج سبک زندگی نیست، ابتذال فرهنگی است ..

عشق های ویترینی ...




طبقه بندی: طلبگی بدون روتوش ،  ابتذال فرهنگی ، 

تاریخ : سه شنبه 18 آبان 1395 | 12:12 ب.ظ | نویسنده : بانوی خانه | نظرات